۰

اخبار / اسلایدر متنی / اطلاعیه ها / بایگانی

یادداشت ششم/ شهدای زیارت اربعین در حله

۱۳۹۶-۰۵-۱۶ در ۰۸:۴۸ توسط

شب آخر حال و هوایش یک جور دیگر بود؛ دل نمی کند از ضریح! تا سحر ماند توی حرم. معلوم نبود چقدر حرف نگفته با خودش آورده بود محضر حضرت. صدیقه خانم همسفر خوش بیان ما بود؛ حرف های خوب، زیاد میزد.

مثلا می گفت:

روزی که با نماز صبح و نماز اول وقت شروع بشه، با برکته.

اما نمی دانست خودش برکت کاروان بود؛ خواهر شهیدی که شهیده شد.

*شهیده_صدیقه_رزاق_پناه

پاسخ دهید